نیایش
سپیدهدم
به نامِ خردِ نگهبان
آن که در ژرفای شب
هوشیاری را
چون دانهای زنده
پنهان میدارد
جهان
در خوابِ سنگین است
و زمان
نفسهای آهسته میکشد
ای پاسدارِ نیمهشب
ای دیدهبانِ ناپیدا
اندیشههای ما را
از آشوب
پاک نگه دار
بگذار
دل
در سکوتِ این ساعت
روشن شود
و روان
از تیرگیها
شسته گردد
اگر خواب
ما را ربود
هوشیاریمان را
به تو میسپاریم
و اگر بیدار ماندیم
دل را
به اشا میبندیم
ای آن که سپیده را
در دلِ تار
میپروراند
ما را از این شب
سالم و استوار
به روشنایی برسان
ستایش
از آنِ توست
ای نگاهبانِ راه
در این دمِ خاموش
و تا برآمدنِ روز