بایدها و نباید‌ها
جهان و زندگی

  • باید جهان را به سوی بهبود ببریم.
    • اگر راستی برگزیده شود، جهان به راه بهتر خواهد رفت؛
      و اگر ناراستی چیره شود، جهان فرو می‌کاهد. (یسنا ۳۰، بند ۸)
    • خردمند، با کردار خویش جهان را دگرگون می‌کند. (یسنا ۳۱، بند ۲۱)
    • آن‌کس که به راستی می‌پیوندد، در بهبودِ جهان سهم می‌گیرد. (یسنا ۳۴، بند ۱۳)
    • این زندگی به ما داده شده است تا جهان را به سوی راستی برانیم. (یسنا ۴۳، بند ۴)
    • آن‌گاه که راستی گسترش یابد، جهان نو می‌شود و زندگی فزونی می‌گیرد. (یسنا ۴۸، بند ۹)
  • باید زندگی را ارزشمند و شایسته بداریم.
    • آن‌جا که راستی فرمان می‌راند، زندگی شایسته و بالنده می‌شود. (یسنا ۳۰، بند ۷)
    • خردمند، زندگی را چنان برمی‌گزیند که سزاوار انسان باشد. (یسنا ۳۱، بند ۴)
    • این زندگی برای بالیدن و بهبود داده شده است، نه برای فرسایش و تباهی. (یسنا ۴۳، بند ۲)
    • آن‌کس که زندگی را پاس می‌دارد، در کردار خود آن را سبک نمی‌شمارد. (یسنا ۴۴، بند ۱۴)
    • راستی، زندگی را ارزشمند می‌کند و آن را شایستهٔ زیستن می‌سازد. (یسنا ۴۸، بند ۲)
  • باید در نگهداری از محیط زیست کوشا باشیم
    • ای آموزگار نیکی؛ به من توانی ببخش تا آن‌چه را آفریده شده است، با راستی پاس بدارم. (یسنا ۲۸، بند ۱)
    • نیکی آن است که هستی را بیفزاید، نه آن‌که آن را فرسوده سازد. (یسنا ۳۳، بند ۱۰)
  • نباید خود را از مسئولیت جهانی جدا بدانیم.
    • با اندیشه و کردارِ انسان است که سامانِ جهان استوار یا سست می‌شود. (یسنا ۲۸، بند ۳)
    • آنگاه که مردمان، راستی را برگزینند، جهان به راه بهبود خواهد رفت. (یسنا ۳۰، بند ۹)
    • خردمند، خود را در آیندهٔ جهان سهیم می‌داند. (یسنا ۳۱، بند ۲۲)
    • نیکی، مرز نمی‌شناسد و به همهٔ زندگی پیوند دارد. (یسنا ۳۴، بند ۱۵)
    • جهان، به دستِ انسان بهبود می‌یابد یا فرسوده می‌شود. (یسنا ۴۸، بند ۹)