سرود
راستی در جامعه
یسنا ۳۱
۱
با گوشِ جان بشنوید
آنچه گفته میشود؛
نه برای تقلید،
بلکه برای داوری.
که سخن،
آنگاه ارزش دارد
که با خرد سنجیده شود.
۲
آنان که به ناراستی فرمان میدهند،
راه را میپوشانند
و مردم را
از خویش دور میکنند.
فرمانِ بیخرد،
زندگی را
به بیراهه میبرد.
۳
خردمند،
پیش از پذیرش،
میپرسد؛
و پیش از پیروی،
میسنجد.
زیرا اندیشه،
امانتی است
که نمیتوان آن را
به دیگری سپرد.
۴
آنکس که مردم را
با سخنِ کژ میراند،
نه راهنما،
که گمراهکننده است؛
و آنکه از ترس آن را میپذیرد،
خود
در گمراهی
شریک میشود.
۵
راستی
با فریب سازگار نیست؛
نه در اندیشه،
نه در گفتار،
و نه در کردار.
آنجا که فریب است،
راستی
خاموش میشود.
۶
قدرت،
آنگاه شایسته است
که پاسدارِ زندگی باشد؛
نه ابزارِ ترساندن،
نه بهانهٔ ستم.
قدرتِ بیداد و نا پاسخگو،
ویرانگر است.
۷
آنکس که نیکی را میشناسد
و به کار نمیبندد،
راه را
ناتمام میگذارد؛
و آنکه میتواند
و نمیکند،
مسئول است.
۸
خردمند،
آسیبِ خرد را
ناچیز نمیشمارد؛
زیرا ویرانی،
از چشمپوشیِ کوچک
آغاز میشود.
۹
راستی،
دوستِ همزیستی است؛
و گفتارِ ناسازگار،
تخمِ دشمنی میکارد.
سخن،
یا پیوند میسازد
یا دیوار.
۱۰
پس ای مردمان،
پیشوایانِ خویش را
با خرد برگزینید؛
نه از سرِ ترس،
نه به عادت،
و نه به فریب.
که راهِ جامعه،
بازتابِ گزینشِ شماست.
۱۱
آنکس که با راستی میزید،
نه از پرسش میگریزد
و نه از پاسخ؛
زیرا راستی
از روشنشدن
نمیهراسد.
۱۲
این است سخنِ پایانی:
زندگیِ شایسته
با خردِ واگذار نشده
و مسئولیتِ پذیرفته
پدید میآید؛
و جامعه،
با همینها
استوار میماند.