سرود زندگی شایسته
یسنا ۴۳

۱

این را می‌گویم
نه از شنیده‌ها،
بلکه از زیسته‌ها:
آن‌گاه که انسان
با راستی هم‌راه شود،
زندگی
چهرهٔ راستینِ خود را
می‌نماید.

۲

من دانستم
که خرد،
هدیه‌ آسمانیِ دور از دسترس نیست؛
بل در دلِ انسان است،
اگر بخواهد
با آن بیندیشد
و از آن نگریزد.

۳

آن‌گاه که اندیشه‌ام
با راستی هم‌نفس شد،
نه ترس مرا راند
و نه فریب
چشمم را بست؛
راه
خود را نشان داد.

۴

من دریافتم
که زندگی
برای اطاعتِ کور
داده نشده است؛
برای آزمون است،
برای گزینش،
و برای ساختن.

۵

آن‌کس که با خرد می‌زید،
نه از پرسش می‌هراسد
و نه از پاسخ؛
او می‌داند
که پرسیدن،
نخستین گامِ راستی است.

۶

راستی
نه دشمنِ شادی است
و نه مانعِ زندگی؛
آن‌کس که چنین می‌پندارد،
هنوز
راستی را
نزیسته است.

۷

من دیدم
که نیکی،
در گفتار تنها
نمی‌ماند؛
یا به کردار درمی‌آید،
یا فرو می‌ریزد
و تهی می‌شود.

۸

آن‌گاه که انسان
مسئولیتِ راهِ خود را پذیرفت،
دیگر سرنوشت
چیزی تحمیلی نبود؛
آینده
چیزی شد
که ساخته می‌شود.

۹

این زندگی،
نه میدانِ انتظار است
و نه خوابگاهِ تسلیم؛
جای کنش است،
جای ایستادن
در سویِ راستی.

۱۰

من آموختم
که قدرتِ راستین
نه در چیرگی بر دیگران،
بلکه در
نگه‌داشتنِ خویش
بر راه درست است.

۱۱

آن‌کس که با راستی زیست،
حتی در دشواری
تنها نیست؛
زیرا
انسجامِ درون
هم‌راهِ اوست.

۱۲

پس این است گواهیِ من:
زندگیِ شایسته
ممکن است؛
نه در آینده‌ای دور،
بلکه
همین‌جا،
با اندیشهٔ نیک،
گفتارِ راست
و کردارِ نیک.