شهریور
نماد قدرت و دادگری

به نام آن توانِ دادگر
که فرمان را از ستم جدا کرد!


ای شهریور،
ای شهریاریِ خواستنی،
ای توانِ رام‌شده به خرد،
که نه برای چیرگی
بلکه برای پاسداری زاده شدی!


تو قدرتی
که از راستی نیرو می‌گیرد،
نه از ترس،
نه از فریب.

هر جا که تویی
دستِ ستم کوتاه می‌شود
و فرمان
چهره‌ی انسانی می‌گیرد!


تو دیوار نیستی
که مردم را جدا کند،
تو پلی میان توان و داد هستی!


ای شهریور،
نه هر فرمانروایی
از آنِ توست،
و نه هر زورآوری
سزاوار نام تو.

تو تنها آن‌جایی هستی
که دل آزاد است
و خرد بیدار.


اهورامزدا
تو را آفرید
تا انسان
نگهبانِ جهان باشد،
نه مالکِ آن.

آهن در دستانِ تو
سلاح نمی‌شود
مگر برای نگهبانی،
و زر در کف تو
جز برای داد
ارزشی ندارد.


خوشا آن‌که
توان را به دست گیرد
اما اسیرش نشود،
فرمان دهد
اما بنده نخواهد.


ای شهریور،
مرا نیرویی ببخش
که از درون برخیزد،
نه از خشم،
نه از خودبزرگ‌بینی.

بگذار
قدرتِ من
پناه باشد،
نه تهدید؛
و فرمانم
دعوت به راستی!


چنین است
شهریاریِ برگزیده:
توان در خدمتِ اشا،
و فرمان
هم‌راهِ بهمن.