نیایش
یلدا

به نامِ اهورامزدا
آفریدگارِ فروغ و زمان،
که روشنایی را
از دلِ تاریکی
می‌زایاند.


این شب
دراز است،
اما بی‌فرجام نیست.

این تاریکی
سنگین است،
اما ماندگار نیست.


ما در ژرف‌ترین شبِ سال
گرد هم آمده‌ایم
نه از بیمِ سیاهی،
بلکه در چشم‌داشتِ سپیده.


ستایش باد نور را،
که هرگز نمی‌میرد؛
ستایش باد مِهر را،
که در دلِ شب
زاده می‌شود.


ای نگاهبانِ پیمان و فروغ،
ای مهرِ بیدار،
در این شبِ درنگ
بر دل‌های ما بتاب.


اهورامزدا
تو چرخه‌ی زمان را
چنین نهادی
که تاریکی
به نهایت رسد
و آنگاه
راهِ بازگشتِ نور
گشوده شود.


این شب
آزمونِ شکیبایی‌ست،
و فردا
پاداشِ ایستادگی.

باشد که
دل‌های ما
چون آتش
گرم بماند،
و اندیشه‌مان
چون سپیده
روشن شود.


باشد که
دروغ
در تاریکی بماند
و راستی
با نخستین پرتو
سر برآورد.


ای زایشِ نور،
ما را بیاموز
که در بلندترین شب‌ها
امید را
از یاد نبریم،
و در کوتاه‌ترین روزها
راهِ روشنایی را
گم نکنیم.


این شب را
با مهر می‌گذرانیم،
با سخنِ نیک
و یادِ نیاکان،
و آتش را
نشانِ زندگی
نگه می‌داریم.


باشد که
از پسِ این شب
روزها
روشن‌تر شوند،
و جانِ انسان
هم‌گام با خورشید
رو به فزونی رود.


ما یلدا را
نه پایان،
که آغاز می‌دانیم؛
آغازِ فزونیِ نور،
آغازِ چیرگیِ روشنایی
بر تیرگی.

اهورا
ما را در این چرخه
پایدار و بیدار بدار.