بایدها و نباید‌ها
زبان و سخن

  • باید راست بگوییم و از کژگویی بپرهیزیم.
    • آن‌کس که با اندیشهٔ ناراست می‌اندیشد، گفتارش نیز ناراست خواهد بود
      و با همین گفتار، زندگی را تباه می‌کند. (یسنا ۳۱، بند ۱۹)
    • آنان که با گفتارِ کژ، مردمان را می‌فریبند، دشمنِ راستی‌اند و راه زندگی را تیره می‌کنند. (یسنا ۳۲، بند ۱۰)
    • آنان که سخنِ ناراست می‌گویند، مردم را از راه درست دور می‌کنند، هرچند سخنشان آراسته باشد. (یسنا ۴۵، بند ۵)
    • راستی سرانجام بر ناراستی چیره خواهد شد، و گفتارِ راست، راه زندگی را استوار می‌کند. (یسنا ۵۱، بند ۱)
  • باید سخن را برای پیوند و سازش به کار بریم، نه برای رنجاندن.
    • با اندیشهٔ نیک، با گفتارِ درست، و با کردارِ سازنده، جهان را می‌توان به راه بهتر برد. (یسنا ۴۸، بند ۱)
    • کسی که با راستی می‌اندیشد، گفتار و کردارش نیز راست خواهد بود. (یسنا ۳۴، بند ۳)
    • آنان که با گفتارِ کژ، مردمان را می‌فریبند، دشمنِ راستی‌اند و میان مردم جدایی می‌افکنند. (یسنا ۳۲، بند ۱۰)
  • باید از فریب، دروغ و دوپهلوگویی دوری کنیم.
    • با دروغ و فریب، مردمان را به بند می‌کشند و آزادیِ اندیشه را از آنان می‌گیرند. (سنا ۳۲، بند ۳)
    • ناراستی با بدی هم‌پیمان است و آن‌کس که دروغ می‌گوید، بدی را نیرو می‌بخشد. (یسنا ۳۲، بند ۵)
    • از گفتارِ ناراست است که مردم گمراه می‌شوند و راه درست را گم می‌کنند. (یسنا ۴۶، بند ۱)
    • آن‌کس که با فریب سخن می‌گوید،نه خود پاک است و نه جامعه را پاک نگه می‌دارد. (یسنا ۴۶، بند ۸)
    • زندگیِ استوار با گفتارِ ناراست سازگار نیست. (یسنا ۴۷، بند ۴)
  • باید گفتارمان هم‌ساز با اندیشه نیک باشد.
    • آن‌چه با زبان می‌گویم، از آن اندیشه‌ای است که در درون پرورده‌ایم (یسنا ۲۸، بند ۴ )
    • من آن سخنی را می‌پذیرم که از اندیشهٔ راست برخاسته باشد، نه آن‌چه تنها بر زبان آید. (یسنا ۲۸، بند ۶)
    • کسانی هستند که یک چیز می‌اندیشند و چیز دیگری می‌گویند؛
      آنان راه راستی را تباه می‌کنند. (یسنا ۳۱، بند ۷)
    • از گفتارِ کژ آنان می‌توان شناخت که اندیشه‌شان ناراست است. (یسنا ۳۲، بند ۸)
    • گفتارِ کسی راست است که اندیشه‌اش راست باشد؛ و زبانِ او گواهِ درونِ اوست. (یسنا ۵۰، بند ۵)
  • نباید دروغ بگوییم یا سخن را کژ کنیم.
    • دروغ‌گویان، با سخنِ پیچان و ناراستان، خردِ مردمان را می‌آشوبند. (یسنا ۳۲، بند ۶)
    • آن‌چه با سخنِ ناراست انجام شود، هرگز نیکی به شمار نمی‌آید. (یسنا ۳۳، بند ۱۰)
    • از گفتارِ ناراست است که مردمان به جان هم می‌افتند و پیوندها گسسته می‌شود. (یسنا ۴۶، بند ۱)
    • آن‌که سخنش کژ است، روانش نیز از راستی دور است. (یسنا ۴۷، بند ۳)
    • سخن آنگاه شایسته است که با راستی هم‌سنگ باشد و چیزی را پنهان یا پیچیده نکند. (یسنا ۵۰، بند ۳)
  • نباید از زبان برای فریب، ترساندن یا شکستن دل بهره ببریم.
    • نیکی آن نیست که با گفتار، دلِ مردمان را بیازارد. (یسنا ۳۳، بند ۶)
    • آن‌که زبان را بی‌پروا به کار می‌برد، پیوندها را می‌گسلد و زندگی را می‌آشوبد. (یسنا ۳۴، بند ۶)
    • ای آموزگار نیکی به من بیاموز که سخنم نه فریب دهد، نه بترساند، و نه دل بشکند. (یسنا ۴۴، بند ۱۸)
    • راستی، با سخنی هم‌راه است که دل را استوار کند، نه آن‌که آن را بشکند. (یسنا ۴۸، بند ۸)
  • نباید با گفتار خود تخم دشمنی بپاشیم.
    • آنان که با سخن، مردمان را رودرروی یکدیگر می‌نشانند، راه راستی را می‌شکنند. (یسنا ۳۱، بند ۱۸)
    • خردمند، سخنی را که پیوندها را بگسلد، بر زبان نمی‌آورد. (یسنا ۳۳، بند ۸)
    • آنجا که دشمنی فرمان می‌راند، زندگی از بالندگی بازمی‌ماند. (یسنا ۳۴، بند ۹)
    • ای بزرگ مهر؛ به من بیاموز سخنی بگویم که مردمان را به هم نزدیک کند، نه آن‌که میانشان دیوار بکشد. (یسنا ۴۴، بند ۱۵)
    • آنان که کینه را با سخن می‌پرورند، بدی را در جهان می‌افزایند. (یسنا ۴۶، بند ۸)
    • راستی؛ دشمنی را فرو می‌نشاند و راه هم‌زیستی را می‌گشاید. (یسنا ۴۸، بند ۷)